اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا دشتها و رودهاي تشنه را سيراب كنم
اگرگل بودم شاخه اي از گل تقديم وجودت مي كردم
اگر اشك بودم به پايت مي گريستم و
اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مي خواندم
ولي افسوس
كه نه بارانم و
نه گل و
نه اشك و
نه محبت
ولي
هر چه هستم
دوستت دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت
2:17 PM  توسط xx
|
نميدانم نميدانم؟گويي كه نا فرجامم
كدامين راه را تو ميخواهي؟
فريب عشق خوردن؟
يا كه مرا هرگز نديدن؟
سهم من و تو در اين زمانه
شايد شود تكه اي نان شبانه
چه در دام افتم يا بمانم
صادقانه با تو ميمانم
چه خواهش ها كردم و گريان ماندم
چه خاموش ماندم و فرياد كردم
چه بي نام و نشانم من؟
چه نالان و نيمه جانم من
چه خستم من اگر هستم
چه مات و چه مبهوتم؟
من ذوقم من شوقم چرا مرده؟
چرا او همه ي هستيم را به يكباره برده؟
نه ذوقي دارم نه شوقي من
براي ديدن تو نه عشقي من
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت
1:51 PM  توسط xx
|
ماه درخشان و دل شيدا ديرگاه است
و مجال گام زدن بيشتر نيست
روح دل را بيقرار و تيغ نيام را مي درد
عشق آ رام
و رل بيقرار را مجال آرميدن نيست
تقديم به چشم هايي كه در راه ماندند و دل هايي كه آنها را راندند.
تقديم به اشك هايي كه غرورشان شكست
و عهدهايي كه كسي آنها را نبست.
زندگي شيبي ست, عشق سيبي ست
و واي بر حال آن كه در عشق پاي بند نظم و ترتيبي ست
و اما تو قرار نبود آن وقت هاي تو جايشان را با اين وقت هاي من
عوض كنند.
قرا نبود عشق هم مثل گيلاس مثل بوسه مثل عيدي و مثل تعطيلات
اولش قشنگ باشد.
قرار نبود كسي سختش باشد كه بگويد دوستت دارم .
قرار نبود كسي به هواي نشكستن دل ديگري بماند.
قرار نبود هرچه قرار نيست باشد.
قرار تنها بر بي قراري بود وبس .
گمان نمي كنم گناه من سنگين تر از نگاه تو باشد,
اما يقين دارم كه كودك دلت كمتر از پيش بهانه مرا مي گيرد
زير سايه امن ترين سايه بان هستي دلواپس دلواپسي هاي يكديگر باشيم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت
1:51 PM  توسط xx
|
مرا تنهاي تنها با دلي غمگين رها كردي.
گذشتي نرم نرمك از نگاهي هم چو مانده در باران .
چرا با روح سر گردان من اينگونه تا كردي.
تمام شعر هايم را يك به يك برايت خواندم.
چرا بيهوده عشقت را برايم ادعا كردي.
و گفتي زير لب رفتم بمان با درد تنهايي.
ندانستي غم شيرين برايم دست پا كردي.
همين امشب دلم مي ميرد از احساس تنهاي.
نمي دانم چرا دل مهربانت را از دلم جدا كردي.
نمي دانم چرا نمي دانم چرا دست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت
2:3 PM  توسط xx
|
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت
1:58 PM  توسط xx
|
تو خيال كردي بري دلم برات تنگ ميشه
باغ خونه بي تو خشك و بي رنگ ميشه
فكر نكردي كه بري دلم پر از رنج و غمه
بعد تو رنگ گلا رنگ سياه ماتم
تو خيال كردي بري دلم برات تنگ ميشه
نميدونستي دلم به سختي سنگ ميشه
فكر نكردي ميتونم تو رو فراموش كنم
مثل بادي بوزم شعلت و خاموش كنم
راه بين من و تو دورترين فاصله شد
براي به هم رسيدن دلا بي حوصله شد
حالا امروز ديگه من اسمت و يادم نمياد
ديگه حتي دل من خاطره هاتم نميخواد!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت
1:17 PM  توسط xx
|
ey khoda harde delam format makon
file man khali az barkat makon
option gham ra khoda on makon
file ashkam ra khoda run makon
delete kon shakhehaye ghose ra
sardy 0 afsordegi ra har 3ra
jumper shadi biya ta set konim
sisteme andoh ra reset konim
name to passworde darhaye behesht
adrese e-mail saite sarnevesht
ey khoda r0oze azal cad dashty
mouse bod ama magar pad dashty
ke chenin tarhe cd mizady
tarhe khod bar roye cd mizady
ta nayoftad bug dar andisheman
ta ke vir0osy nagardad risheyeman
ey khoda az bahre ma emen ferest
bahre delhaye p0r atash fan ferest
ey khoda harfe delam ba ki zanam
help mikhaham ke F1 mizanam
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت
1:16 PM  توسط xx
|
دنيا ديگه مثل تو نداره نداره نه ميتونه بياره
دل ها همه بيقراراز عشقن
اما عشقي كه واسه تو بي قراره
هيچكي مثل تو نميتونه نميتونه قلبمو بخونه
بگو بگو كدوم خيابونه كه منو به توميتونه برسونه!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت
4:41 PM  توسط xx
|
يه كلام ختم كلام عاشقتم دوست دارم ديوونتم
يه كلام ختم كلام عشق مني تو رو رو چشمم ميزارم
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384ساعت
1:43 PM  توسط xx
|