تبليغاتX
عشق

عشق

love

kaiser

اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا دشتها و رودهاي تشنه را سيراب كنم اگرگل بودم شاخه اي از گل تقديم وجودت مي كردم اگر اشك بودم به پايت مي گريستم و اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مي خواندم ولي افسوس كه نه بارانم و نه گل و نه اشك و نه محبت ولي هر چه هستم دوستت دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 2:17 PM  توسط xx  | 

ramin

نميدانم نميدانم؟گويي كه نا فرجامم كدامين راه را تو ميخواهي؟ فريب عشق خوردن؟ يا كه مرا هرگز نديدن؟ سهم من و تو در اين زمانه شايد شود تكه اي نان شبانه چه در دام افتم يا بمانم صادقانه با تو ميمانم چه خواهش ها كردم و گريان ماندم چه خاموش ماندم و فرياد كردم چه بي نام و نشانم من؟ چه نالان و نيمه جانم من چه خستم من اگر هستم چه مات و چه مبهوتم؟ من ذوقم من شوقم چرا مرده؟ چرا او همه ي هستيم را به يكباره برده؟ نه ذوقي دارم نه شوقي من براي ديدن تو نه عشقي من
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 1:51 PM  توسط xx  | 

farzaneh

ماه درخشان و دل شيدا ديرگاه است و مجال گام زدن بيشتر نيست روح دل را بيقرار و تيغ نيام را مي درد عشق آ رام و رل بيقرار را مجال آرميدن نيست تقديم به چشم هايي كه در راه ماندند و دل هايي كه آنها را راندند. تقديم به اشك هايي كه غرورشان شكست و عهدهايي كه كسي آنها را نبست. زندگي شيبي ست, عشق سيبي ست و واي بر حال آن كه در عشق پاي بند نظم و ترتيبي ست و اما تو قرار نبود آن وقت هاي تو جايشان را با اين وقت هاي من عوض كنند. قرا نبود عشق هم مثل گيلاس مثل بوسه مثل عيدي و مثل تعطيلات اولش قشنگ باشد. قرار نبود كسي سختش باشد كه بگويد دوستت دارم . قرار نبود كسي به هواي نشكستن دل ديگري بماند. قرار نبود هرچه قرار نيست باشد. قرار تنها بر بي قراري بود وبس . گمان نمي كنم گناه من سنگين تر از نگاه تو باشد, اما يقين دارم كه كودك دلت كمتر از پيش بهانه مرا مي گيرد زير سايه امن ترين سايه بان هستي دلواپس دلواپسي هاي يكديگر باشيم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 1:51 PM  توسط xx  | 

غم شيرين؟

مرا تنهاي تنها با دلي غمگين رها كردي. گذشتي نرم نرمك از نگاهي هم چو مانده در باران . چرا با روح سر گردان من اينگونه تا كردي. تمام شعر هايم را يك به يك برايت خواندم. چرا بيهوده عشقت را برايم ادعا كردي. و گفتي زير لب رفتم بمان با درد تنهايي. ندانستي غم شيرين برايم دست پا كردي. همين امشب دلم مي ميرد از احساس تنهاي. نمي دانم چرا دل مهربانت را از دلم جدا كردي. نمي دانم چرا نمي دانم چرا دست
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 2:3 PM  توسط xx  | 

گرفته است

دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 1:58 PM  توسط xx  | 

sirvan

تو خيال كردي بري دلم برات تنگ ميشه باغ خونه بي تو خشك و بي رنگ ميشه فكر نكردي كه بري دلم پر از رنج و غمه بعد تو رنگ گلا رنگ سياه ماتم تو خيال كردي بري دلم برات تنگ ميشه نميدونستي دلم به سختي سنگ ميشه فكر نكردي ميتونم تو رو فراموش كنم مثل بادي بوزم شعلت و خاموش كنم راه بين من و تو دورترين فاصله شد براي به هم رسيدن دلا بي حوصله شد حالا امروز ديگه من اسمت و يادم نمياد ديگه حتي دل من خاطره هاتم نميخواد!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 1:17 PM  توسط xx  | 

ey khoda

ey khoda harde delam format makon file man khali az barkat makon option gham ra khoda on makon file ashkam ra khoda run makon delete kon shakhehaye ghose ra sardy 0 afsordegi ra har 3ra jumper shadi biya ta set konim sisteme andoh ra reset konim name to passworde darhaye behesht adrese e-mail saite sarnevesht ey khoda r0oze azal cad dashty mouse bod ama magar pad dashty ke chenin tarhe cd mizady tarhe khod bar roye cd mizady ta nayoftad bug dar andisheman ta ke vir0osy nagardad risheyeman ey khoda az bahre ma emen ferest bahre delhaye p0r atash fan ferest ey khoda harfe delam ba ki zanam help mikhaham ke F1 mizanam
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 1:16 PM  توسط xx  | 

farideh

دنيا ديگه مثل تو نداره نداره نه ميتونه بياره دل ها همه بيقراراز عشقن اما عشقي كه واسه تو بي قراره هيچكي مثل تو نميتونه نميتونه قلبمو بخونه بگو بگو كدوم خيابونه كه منو به توميتونه برسونه!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 4:41 PM  توسط xx  | 

محمد

يه كلام ختم كلام عاشقتم دوست دارم ديوونتم يه كلام ختم كلام عشق مني تو رو رو چشمم ميزارم
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 1:43 PM  توسط xx  |