love
وقتی عاشق شوی راز دلت گفته نتونی
چقدر سخته خدایا
روز نوروز بچینی گل سرخ
بر سر راه نگار فرش کنی
دلبرت بیاد بپرسه کار کیست؟
تو براش گفته نتونی
چقدر سخته خدایا
دلبرت خنده کنه با دگران
تو بسوزی و براش گریه کنی .
دلبرت بیاد بپرسه که چرا؟؟
تو براش گفته نتونی
چقدر سخته خدایا
دلبرت سفر کنه تنها شوی
مثل ماهی ها از آب جدا شوی
بتپی , مجنون شوی , تباه شوی
تو به کس گفته نتونی
چقدر سخته خدایا
...............
شاید اینجوری بفهمی که چرا نمی تونم همه چیز رو بیان کنم
دوستت دارم
این جمله را بارها تکرار کرده ام
در سکوت و تنهایی شب
یاد او که به سراغم می آید
چنان لرزشی بر پیکر بی جانم می اندازد
و دردی وجودم را فرا می گیرد
که گویی تمامی ندارد .
قلبم چون تکه سنگی سخت و سنگین
سینه ام را می فشارد
گویی زمانش رسیده ,
و دمی باز نخواهد گشت
و من آرزوی او را در سر می پرورانم
با همین افکار به خواب می روم
و در خواب می بینمش!
چند سالي است حوالي 26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم والنتاین به گوش می خورد
...
چه خوبه که ما هم از این به بعد 29 بهمن
را به عنوان روز عشق جشن بگیریم

شیر خورشید چگونه به روی پرچم ایران گذاشته و برداشته شد
نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.
فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد...
نمی خوام با کسی غیر از تو باشم
می خوام از خوابی که لحظش
یه ساله
برای دیدن روی تو پاشم
دریغ است که
ایران ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
چو
ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

می خواستمت تو رو تنهام گذاشتی
برای اشکام وقتی نذاشتی
دلتو فروختی به یه کس دیگه
ولی نگاهت اینو نمیگه
می خواستمت
می خواستمت
ولی تو نموندی
ولی نموندی
عشقم بودی
ولی تو نموندی دلمو سوزوندی
به او گفتم :
مرا دوست داری؟
گفت:بله
گفتم: مثلا چقدر؟
گفت: به اندازه ی ستاره های آسمان
به آسمان نگاه کردم و دیدم آسمان ابریست
دوستت دارم ، دوستت دارم
به لطافت برگ گل
به ظرافت و زيبايي گل رز ، نرگس ، مريم
به لطافت شبنم صبحگاهي ، به استقامت کوه ، به
پختگي پير دهر
دوستت دارم ، دوستت دارم
به اندازه يک دنيا پر از محبت ، به تو عشق مي
ورزم
کاش که اين عشق را با محبت پاسخ دهي
دوستت دارم ، دوستت دارم
عشق من منتظرت مي مانم ، تا قيامت ، تا دنيا هست
تا روزي عشقت را نثارم کني
دوستت دارم ، دوستت دارم
مرغ عشق زيباي من
فرسنگها از من دوري و روحم متعلق به توست
دوستت دارم ، دوستت دارم
دوستم داشته باش ، تا اعماق روحم از عشق تو لبريز شود
اميد به تو دارم ، اميدم را نااميد نکن
محبوب من ، دلدار من ، عشق من
دوستت دارم ، تا دوستم داشته باشي
مرغ عشق من ، جفت زيباي من
دوستت دارم ، دوستت دارم
اگر بدانم که عاشقم هستي و مرا مي خواهي
غم هجرانت را به جان مي خرم
دوستت دارم ، دوستت دارم
مرغ عشق من ، جفت زيباي من
اميد و آرزويم ، تا آخر عمر منتظرت مي مانم
دوستت دارم ، دوستت دارم
Y